ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

190

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

شد . سلجوقيان از آنجا به دشت و هامون رفتند ، مسعود وارد آنجا شد و دو مرحله دنبالشان كرد . سپاهيانى كه همراهش بودند . از طول سفر و نقل از مكانى به مكان ديگر و باز و بسته كردن بار و بنهء خود خسته و درمانده شده بودند . چه ، آنكه سه سال بود كارشان همين بود كه بعضى از آن مدت را با سباشى و بعضى ديگر را با ملك مسعود بودند . همين كه مسعود وارد دشت گرديد ، در جايگاهى فرود آمد كه كمبود آب و گرمى هوا شدت داشت . داود با بخش بزرگى از سلجوقيان در برابر او بود . وى با سلجوقيان و غيره از عشيرهء خود برابر ستون سپاه مسعود قرار گرفته افرادى كه تأخير در ورود باردوگاه ميكردند ربوده ميشدند ، از آنجايى كه خدا ميخواهد چنين اتفاق افتاد كه اطرافيان مسعود كه جمعى از سپاهيانش بردند . براى آب با يك ديگر بناى مخاصمت گذاشتند و ازدحام نمودند و فتنه‌اى بر پا شد تا جائى كه بعضى از آنها با بعضى ديگر بجنگ و ستيز پرداختند و پاره‌اى ديگر بناى غارت برخى ديگر را گذاشتند . پادشاه از اين كار سپاهيان متوحش گرديد . و بعضى از برخى ديگر در تنها گذاردن مسعود راه خود در پيش گرفتند . داود از وجود اختلاف ميان آنها آگاه شد ، پس رو به آنها پيشروى كرد . در حالى كه آنها در منازعه و جنگ و غارت يك ديگر بودند . به آنها حمله‌ور شد . سپاهيان مسعود رو بهزيمت نهاده . چنان كه يكى به ديگرى اعتنائى نداشت . و كشتار از آنها تفزون گرديد . سلطان مسعود و وزيرانش منهزمين را بانگ ميزدند و امر به بازگشتن مينمودند . بر نمىگشتند و هزيمت سپاهيان تمام شد و مسعود بجاى ماند و پافشارى كرد . به او گفته شد : منتظر چه هستى ؟ همراهانت از تو جدا شدند و تو در دشت و هامونى مهلك بر جاى مانده‌اى ، پيش رويت دشمن و پشت سرت دشمن توجيهى براى بجا ماندن تو در اينجا يافته نميشود ، پس مسعود هم با يكصد سوار رزمجو روى بهزيمت نهاد سوارى از سلجوقيان وى را دنبال كرد . مسعود رو به او برگشته او را بكشت و بىآنكه در جائى توقف نمايد رفت تا به غرشستان رسيد . و اما سلجوقيان از اردوگاه مسعودى چندان غنيمت بدست آوردند كه بشمار نميايد . و داود آنها را بين ياران خود تقسيم كرد و آنان را بر خود ترجيح داد و